۱۳۸۶ اسفند ۲۰, دوشنبه

در فاصلۀ میان دو پستانم آشیانه ای برایت ساخته ام تا از نرمی و گرما و عطر لبریز شوی. ای کاش گاهی به آشیانه ات سفر می کردی.

۲ نظر:

dozdaki گفت...

از این یکی خیلی خوشم اومد

ايستاده با قارچ گفت...

پرستو هم نشديم بيايم تو اين آشيانه سرمون رو بذاريم راحت يه نفسي بكشيم