۱۳۸۷ اردیبهشت ۶, جمعه

سردی سنگ زیر سینه ام، وقتی روی اپن آشپزخانه خم شده ام و تو در حالی که آرام ران هایم را نوازش می کنی گوشم را می لیسی، خنکی زندگی بخش سنگ زیر سینه ام ... همین! بیش از این نمی توانم توصیفش کنم.

۲۴ نظر:

يكي مثل خيليا گفت...

هرچند كه خيلي از لذتها خصوصيه و نميشه به همه خانمها گسترشش داد اما به امتحان كردنش ميارزه
يادم باشه اين اپن آشپزخانه رو

رام گفت...

اگه به توصيف بعضي تجربه ها پرو بال هاي معني دار بديم، ميشه ازشون يه شعر ساختا...

اين نوشتت چقد امكان پرورش داره...
حيف شد كه فقط به همين! رسيد.

من بيشتر از اينكه از چيزي كه نوشتي لذت ببرم، با چيزائي كه ننوشتي وسط آشپزخونه ولو شدم و به سنگ ها خيره....

atefeh گفت...

kheili tosife zibayee bood.

پوچ گفت...

این اپن آشپزخونه رو هستم مخصوصاً وقتی دوتایی بیاین خونه بعد هر چی روی اپنه رو با یه حرکت بزنی کنار و برو که رفتیم

omid گفت...

تو مال این طرفا نیستی !حالا دیگه مطمئنم.

ناشناس گفت...

نمي دونم بيان برخي از لذتها كه فقط براي منه قشنگه يا نه؟
اما دوست دارم اون خنكي ، اون نوازش ،اون دنياي سرشار از هم بودن را فقط براي خودم نگهدارم.
چرا بقيه بايد بدونند كه من از چي لذت مي برم؟اگه قراره بدونند چرا من شهامت بيان اين موضوع را با اسم خودم ندارم؟
ناشناس بودن خوبه چون هر چي دوست داري مي گي بي اونكه كسي تو رو بشناسه.
اما دنياي لذت بخش خودم را براي چي بايد با ديگران شر كنم چرا؟ اون حريم شخصي ما پس كو؟
چرا بايد اين جوري حريم شخصي خودمون رو به رخ هم بكشيم؟
نمي فهمم
...

عتيقه گفت...

حس گرم و خوبي از ديدن وبلاگ شما پيدا کردم// مرسي. لينکهاي خوبي هم توي وبلاگ شما بود// نزديک به 6،7 سال بود که از اينجور وبلاگها نخونده بودم ولي خوشحالم که الان اينجا را پيدا کردم/ اميدوارم فيلتر نشيد.

magid گفت...

چي مي شد آشپزخونه ي ما هم اپن داشت....
لطف كنيد تجربياتي رو بگيد كه همه امكاناتش رو داشته باشند

سینا گفت...

مطالبت را از اول تا انتها خواندم.نوشته هات برخلاف نظرات مخالفان نوشته های اروتیک خانمهاو همچنین برخلاف چند نوشته دیگه از این دست، در عین زیبایی آموزنده است.موفق باشی در ضمن بهت لینک دادم.

فرهاد گفت...

با این وبلاگ تازه آشنا شدم و تا وقتی که به نوشتن ادامه بدی می خونمش. به دو دلیل: بدون هیچ رودرواسی لذت می برم. دو: با حرفهات موافقم.30 سال زمان مناسبیه برای این که بفهمیم سرکوب جنسی تو ایران چه فجایعی به دنبال داشته. روحهای خسته، ضمایر فرو خورده، ای لعنت به هر چی حکومت دینیه

Maryam گفت...

be onvene yek zan amighan tosie mikonam ketabe zanani ke ba gorgha midavand ra bekhan

رضا عظیمی گفت...

نمونه کاملی از مازوخیسم پیشرفته.

پویان گفت...

http://fakhraie17.blogfa.com/post-67.aspx
جنسی نویسی و هرزه نویسی در تمدن آب-نقدی به اتفاقات اخیر وبلاگستان
جنسی نوشتن و حتی هرزه گونگی در ایران و نه حتی در ایران که در شرق سابقه ای طولانی دارد و البته به شدت هم نکوهیده است. در مثنوی مولانا ی روم حتما به جریان شهوت رانی کنیزک و خر اربابش بر خورده اید. اگر هزلیات سعدی را نخوانده باشید حتما در باره اش شنیده اید، همچنین که زمزمه های بسیاری درباره ی ایرج میرزا و اشعار و داستانهای قبل و بعد مشروطه هم به گوش دارید و جریان به همین ها هم ختم نمی شود که حتی کتب فقه شیعه هم به اعمال جنسی پرداخته اند.

نکته جالب این ماجرا برای من در این نهفته است که همه ی این اتفاقات در تمدن آب روی داده است و اینکه یکی از نشانه (المان)های این تمدن حجاب است، پوشیدن خود، خانه، اعتقادات و اموال در برابر همه چیز و همگان.

از مواردی که باید به آن اشاره کنم حقی است که برای این عمل قایلم. کلمه ی آزادی در قاموس لیبرالیسم تعریفی جامع و مانع دارد: آزادی بی حد الا به یک شرط و آنکه آزادی و حق دیگری را مخدوش نکنی.

وقتی پدر اروتیسم،مارکوس دوساد، سرنوشتش در مغرب زمین به دیدن زبانش در کف دستش انجامید(منظورم فیلم قلم است که به سرنوشت او پرداخته است) و به تمام وسواسهایی که آیا افراد با اروتیسم آیا حق دیگران را زایل می کنند در ذهنم پاسخ دادم : نه

آنها آزادنند بنویسند منهم آزادم که نخوانم، نبینم و نخرم ولی نمی توانم مانع حقشان شوم در دیدن و ساختن و نوشتن اما و صد اما این حق و آزادی را به معنای سود مند دانستن آن نیست مخصوصا در ایران زمین و از همین جا نقدم به کسانی که به جنسی نوشتن دست یازیده اند شروع می شود

یک. در محیط غرب که هویت فردی، آزادی، حوزه خصوصی و ... مطالبی ریشه دارند و عجین با تمدن شان هنوز به جوابی برای سودمند بودن هرزه نگاری و هرزه نویسی به جوابی نرسیده اند حال شما چگونه می خواهید این متن را در محیطی که هیج کدام از این سنن که پیش زمینه ی این جریانند را جا بیندازید؟ بهتر نبود نخست به پیش زمینه های این متن می پرداختید و محیط را امن می ساختید آنگاه با توجه به جواب و تجربه غرب به تصمیم نهایی می رسیدید؟

دو. فکر نمی کنید این عملتان خودزنی سنگینی علیه جنبش زنان ایران است که کل مجموعه را زیر سوال می برید و ادامه جنبش را به سرنوشت نامعلومی که برای عاقبت این گونه نوشتن آغاز داشته اید گره می زنید؟ حداقل این کار شما برای مدافعانی مثل من که در فضای مذهبی- سنتی درگیر هستم دردسر دو چندانی برای دفاع از حقانیت جنبش زنان ایران دارم و حال باید وقتی هم برای اثبات نظریه مرگ مولف فوکو صرف کنم.

تکمله: اصولا دوست ندارم کسی را مستقیم و شخصا دعوت به خواندن مطالبم بکنم ولی اینبار احتمالا شخصا باید از تک تک این اشخاص خواهش کنم مطلب را بخوانند نظر بدهند(فکر نمی کنم هیچ کدام از کسانی که به نقدشان پرداختم خواننده ی وبلاگ من باشند).

nima گفت...

salam,age nagam kesi nemitone enghadr ba ehsas dar in mored benvise va to nafare aval hasti ,mosalaman yeki az behtarinai,in ke osolan ba tarh in masael be in soorat movafegham ya na ham bemanad,ama bad az in ke matalebetoo khonadam baram in sooal pish omad ke in yek zan ba tamame khasise haye yek zan hamin toor ba ehsas raftar mikone???!tamami yek zan hamine ke shooma ba in ghodrat bayan mikonid?ino az in jahat miporsam ke manam to hamin mamlekat zendegi mikonam va moteasefane ejaze shenakhte zanharo nadashtam,chon momkene adam bere jahanam,ama hala ke yek zan peda shode ke bozorgtarin mohebate khoda ro dare((ehsasat))faghat az ham aghoshihash onam ba ki ya chi ma nemidonim mige?mikham bedonam in zanam mesle 90darsade melate ma adat karde hoviyate khodesho poshte jensiyatesh ghayem kone ya vaghean az nazare in zan mohem tarin kheslate in ensan ke arzesh neneshtan,fekr kardan va ebraze ehsas ro dare hamin ham aghoshi hast??????

محمدرضا IVI-R3za.M گفت...

سلام دوست عزیز!
هر از چندگاهی میام اینجا که تجربه ای به تجربیاتم اضافه کنم. چون همون طور که خودت نوشتی تو جامعه و خانواده ی ایرانی خیلی حرفا سانسور شده و ما رو به حال خودمون گذاشتن. یادمه اولین باری که یه هم خواب داشتم نمی دونستم چطور باهاش سکس داشته باشم. اون دختر بود و ما سنمون کم بود ولی یادمه که می خواستم فرو بکنمش تو. که چه بهتر این اتفاق نیفتاد. چون قبلش هر دوتامون وا دادیم و تا صبح خواب رفتیم! ولی واقعاً برام سواله که چرا تو جامعه ی ما ارگاسم کمه؟! در حالی که من تو هر سکسی که دشاتم طرف مقابل زودتر ارگاسم شده. البته این خواست خودم بوده. ارگاسم شدن طرف مقابل بیشتر برام لذت بخشه تا اینکه خودم ارضا بشم. به یه چیز همیشه حسودیم میشه. لذت ارگاسم زنانه. چیزی که یه مرد نمی تونه تجربه اش کنه. چیزی که دیدنش برای من هیمشه با شکوه بوده. حرفای من بیشتر شبیه یه مطلب شد تا یه نظر. ولی همین مطلب خودش یه نظر بزرگه!
من و معشوقم با هم سکس داشتیم ولی جالبه که تو لحظات اولیه وقتی که داریم بدن همدیگه رو با لبامون حس می کنیم اون خیس میشه و خیلی زود با اولین تماس ارگاسم میشه. این مطلبی که پایین نوشتی تو ذهنم جا نمیگیره. آخه نوشتی هی نگاه می کنه می بینه خشکه! مگه میشه؟ حداقل باید بخاطر تحرکات اولیه خیس شده باشه! البته شاید برای این باشه که من با هر کس که سکس داشتم عاشقم بوده. حالا از این مسائل جدا شیم. می خواستم یه راهنمای بگیرم. با اینکه با معشوقم سکس داشتم ولی نخواستم باکره بودنش تموم بشه. بهرحال خانواده اش و محیط اطرافش اینو بد می دونن. سوالم فقط اینه که آیا لذت سکس با دخول و سکس بدون دخول برای یه زن فرقی داره؟ یعنی می دونم فرق داره. می خوام بدونم که خیلی لذت بخش تره یا فقط یه کم؟ و آیا حالتی که بهش دست میده همون حسه که تقویت شده یا اینکه کلاً فرق داره؟ و سوال آخر اینکه دخول به مقعد برای هی زن لذتی هم داره و یا فقط درده؟
ممنون میشم جواب این سوالا رو توی وبلاگتون بدین!
امیدوارم همیشه موفق باشی!

م.ح-هیرگاموس گفت...

...
چرا نباید خلق الله بدانند من با چی حال می کنم. طرف می گه: حریم شخصی. آخه بابا ! حریم شخصی هر کس به خودش مربوطه و اگه دوست داره برای بقیه بگه تو چرا شاکی می شوی؟
...
راستی خانم فلانی ! میز اپن یک کم باریک نیست؟ جالبه ها. ولی کار را مشکل می کنه. بعد اگه طرف قدش کوتاه بود چی؟...جدا از شوخی جالب می نویسی اما لطف کن از این کلمه "کس" استفاده نکن مساله همان چندش هست.
همین

ناشناس گفت...

به عنوان یک پسر ایرانی خیلی از شما تشکر می کنم. آخه با این فرهنگ پر حجب و حیای ما،آقایون چطور می تونن به ذهنیت ها و لذت های جنسی خانم ها نزدیک بشن؟ کار شما بسیار آموزنده و در خور تحسینه

داستانک گفت...

لطیف بود.

Hossein Tajvidi گفت...

با سلام دوست عزیز و گرامی ...
شاید کشور ما هنوز راه زیادی در پیش داشته باشد تا مجسمه ای زرین بسازند و بر آن حک کنند : Respect Se.x Workers
و شاید اروتیسم را در کشورمان کشته باشیم و نگاه های پر امید پسران و دختران جوان را در خیابان هایی همچون خیابان De Wallen در آمستردام ...
اما هنوز مردان و زنانی می نویسند ...
از ناتورالیسم ...اروتیسم و آنچه تن ما را شکل میدهد و بی شک مهم است ... و شما نیز بنویسید ... من به شما و دوستانی چون شما ورای جنسیت افتخار می کنم ...
امیدوارم مرا دوست خود بدانید
با تشکر حسین تجویدی
لینک وبلاگ : http://20yiawl.persianblog.ir

حسین تجویدی گفت...

مطلبی پیرامون اروتیسیسم در وبلاگم نوشتم خوشحال می شود نگاهی به آن بیندازید و برایم کامنت بگذارین

ناشناس گفت...

فیل تر شدید

Hamid گفت...

درود
بنویس، تا فکرها از اندیشیدن در هیچ زمینه ای نترسند.

Yek Zan گفت...

باز هم معذرت که این قدر دیر جواب کامنت ها را می دهم

پویان جان باید بگم که اتفاقاً با توجه به تجربه غرب وجود چنین نوشته هایی در همین دوره زمانی لازم است. صرفاً با مقایسه شرایط ذکر می کنم. خیر بنده به هیچ وجه اعتقاد ندارم که جامعه این گارد سنگینش را در مقابل سک.س بدون دادن هزینه هایی کنار می گذارد. در مورد وجهه ی جنبش زنان بروید نوشته سیبیل طلا را بخوانید که همه جا هم لینکش پیدا می شود. به زودی دوباره در مورد تن نویسی زنانه خواهم نوشت.

===
محمدرضا جان در مورد فرق سک.س به همراه دخول و یا بدون آن این کاملاً سلیقه شخصی است. به نظر من؟ من خودم ترجیح میدهم و می دادم که تجربه کنم اما اگر شما و دوست دخترتان همین طور راضی هستید که گور بابای ناراضی. در مورد سک.س از مقعد هم بنده تجربه نداشتم این هم بسیار بسیار به سلیقه شخصی آدم ها بستگی دارد.

===
هیرگاموس جان ممنونم. میز اپن مدل های مختلف دارد نگران نباشید! در ضمن چندشی در کلمه کس نمی بینم پس باز هم استفاده اش خواهم کرد. شاید اسم این هم باشد سلیقه شخصی.

===
حسین عزیز، ممنونم متن جالبتان را خواندم.

===
به به به سلامتی فیلتر هم شدیم. حالا در کجا؟ تهرانی ها صدای من را دارند؟ یا فقط تشخیص داده شده برای شهرستانی ها مضرم؟

ناشناس گفت...

ازین که به کاری که می کنی اعتقاد داری خوشحالم چون توش احساس رضایت میکنی. از ته دلم آرزو می کنم موفق باشی.