جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ه‍.ش.

در حمام

موهایم را زیر دوش شانه می زدم که تقه­ای به در زد. گوش تیز کردم که مطمئن شوم کسی به در حمام زده است. دوباره صدا تکرار شد. این بار دوبار پشت سر هم، آرام. گفتم "جانم؟". دستگیرۀ در چرخید و او بود که در چهارچوب ایستاده بود، سیگار دستش بود، خونسرد به چهارچوب در تکیه داد و زل زد به من، نگاهش درست عین مردان فیلم­­ها بود که از چارچوب در به زنی زل می زنند. متعجب نگاهش کردم، منتظر بودم بگوید چه کار دارد. نگران خاکستر سیگار بودم که نریزد روی زمین. نگاه خیره اش رهایم نمی­کرد. سردم شد، بیشتر رفتم زیر دوش آب گرم. موهای خیس به هم چسبیده ام را ریختم یک طرف شانه­ام. قطره­های آب از هلال گردنم جاری می­شدند، استخوان ترقوه­ام را طی می­کردند، به سینه ام می رسیدند، به سمت قرمزیش حرکت می کردند، نزدیک های مرز قرمزش منحرف می شدند و دور می­زدند و چکه می کردند از پستان­هایم. زیر آب نمی­توانستم چشمانم را باز نگه دارم. حرکت نرمش را به سمت گردنم خوب ندیدم. یک هو دیدم خم شده است، لبانش گردن خیسم را می­مکد و دستش لای پاهایم را می­مالد. دستم را بین موهایش که ذره ذره خیس می شد رفت. به همراه آب به سمت دکمۀ پیرهنش که از خیسی ناگهانی چسبیده بود به تنش، جاری شد. سیگار خیسِ خاموش پرت شد بر کف حمام.

--

پی نوشت: وقتی به آن نوجوانان دست به خشتکی که جایی این عنوان های سک.سی را می بینند و با هول رویش کلیک می کنند و بعد با پیام فیلت.ر مواجه می شوند، بلد هم نیستند که چه طور دورش بزنند، فکر می کنم حالم گرفته می شود.

‏۱۰ نظر:

hamid گفت...

زیبل نوشتی مثل همیشه ولی خودسانسوری نکن
اون پ.ن هم یه کم لحنش تحقیر آمیز بود.اون قسمت "دست به خشتک".

ناشناس گفت...

salam douste gerami
az inke tabou shakani behat eftekhar mikonam, vali hamid rast goft, oun nojavan ha ham mesle to va man hastand, respect to others, ok?
man avalin bare ke gozari inja omadam va akharin posteto khondam , moshkel ine ke sare karam alan to alman va namitonam savesh konam, agar eshkali nadare baram linkesho send koni, merci
ba eshg va ehteram
Armin az alman
dreams_1385@yahoo.de
merci

atefeh گفت...

oon javan ham raah miofte.

بابا سليمان گفت...

ما هم يك روز به ننه سليمان گفتيم كه مي خواهيم شب جمعه مان را توي حمام برگزار كنيم .
ننه سليمان بعد از كلي خيششش و فيششش فرمودند :

1- باز از توي فيلمهاي خاك توسري چيزي ياد گرفتي بابا سليمون ؟!

2- حمام و خزينه هزار درد و مرض و دارد تو خير سرت تا آب پاش درس خواندي مي خواي "ك .س .م " قارچ بگيرد ؟!
آدم كه هرجا هرجا خاك توسري نمي كند !!!

3- دفعه پيش گذاشتم روي اوپن آشپزخونه از اون كارها بكني روت بالا رفته !!!!!!!!!

4- اين سليمان ذليل مرده هم همين دور و برهاست مياد چيزهايي رو مي بينه كه نبايد ببينه ....روي تربيت بچه اثر ميذاره ميشه جزو "نوجوانان دست به خشتک " ميره معتاد ميشه ها ؟!!

Yek Zan گفت...

دهه! تحقیر کجا بود؟ اصلاً از کی تا به حال دست به خشتکی تحقیر محسوب می شود؟ گفتم حالم گرفته می شود چون حالشان را می فهمم، نوجوانی های خودم اینترنت که نه، ولی همان یک ذره چیزی که به دستمان می رسید تا به جای هیجان انگیزش می رسید و دستمان می رفت سمت خشتک ... زرت... سانسور. ما می ماندیم و دستی که بر روی خشتک مانده و دست دیگر به دهان که آی داد از غم روزگار!
---
بابا سلیمان عزیز سعی کنید در یک موقعیت مناسب خودتان یکهویی پیش بیاورید بعید می دانم همسر محترم در آن شرایط رد کنند. دو نقطه دی!

ناشناس گفت...

"دستم را بین موهایش که ذره ذره خیس می شد رفت."
اينجا "را" اضافه است.

به نظرم حالا كه قيلتر شدي اگه با همين اسم يه بلاگ توو وردپرس بزني و اونجا ادامه بدي بهتر باشه، بخصوص كه اونجا امكاناتشم بهتره...

_رام_

hamid گفت...

خب میدونی نوشته های تو هم سکسی است هم هنرمندانه. یعنی یک نوشتار سکسی زیبا و هنرمندانه هست. خب پس تو نباید نوشته هات رو بیای و فقط یک جنبه بهشون بدی یعنی فقط بگی که سکسی صرف هستند. و اینجوری هم البته نمیگی.ولی وقتی میگی "نوجوانان دست به خشتک" گویا این نوشته هات تنها ارضا کننده هستند و سکس مطلق هستند و جنبه دیگری درونشون یافت نمیشه. در صورتی که اون همراه شدن سکس با زیباو هنرمندانه نویسی و لطیف نویسیت و اون عشق زیبای دو انسان که در قالب رفتارهای سکسی در اینجا هنرمندانه به تصویر کشیده شده هست، باعث میشه بیشتر خوانندگانت رو ترغیب به دوباره خوندن نوشته هات بکنه. وگرنه اگر تنها یک مشت جمله های خیلی سکسی ولی بیروح و خشک و بی ظرافت مینوشتی جذابیت چندانی نداشت. منظورم این بود که ارزش نوشته هات بسیار بالاتر هست از یک نوشتار سکسی بی ظرافت و غیر هنرمندانه.

خبرنگارافتخاری نیویورکتایمز گفت...

البته آی اس پی زاغارت ما که هنوز تشخیص نداده وبلاگ شما برای بی ادبی ما مفید خواهد بود!:دی

نظربازی گفت...

از کوزه همان برون تراود که در اوست.با حمید موافقم..شاید وصف حال این نوجوانان دست به خشتکی که شما گفتید وصف حال خودتان باشد.

Iranian idiot گفت...

آخ آخ! اين ناگهاني چه كارا كه نمي كنه! بعضي وقت ها توي خيابون باعث شرمندگي آقايون هم شده!!!
اصلا بعضي وقت ها رابطه هولوپي ميوفته تو سرازيري! انگار رولركوستر! آي حال ميده!



اينم واسه پست قبلي:

شما كه در آب از اين كارا مي كنيد، در خشكي چكار مي كنيد؟!!!!
http ://ruero. com/pic /060508/im age_5.jpg